|
با من دیگر به زبان بدویّ عطرها سخن بگو به لهجه ی غلیظ طعم ها به گویش رنگها و نخستین آواها که سکّه ی لغات از رواج اعتبار افتاده است زمان زیادی گذشته و غارنشین درونم از خواب مفاهیم برخاسته است... به رسم پی نوشت: هیچ پوچ نیست،هیچ است!
آدمهایی هستند که حضورشان مخمل خواب نسترنهاست آدمهایی که نه زخم می زنند،نه می رنجانند،نه هراس نبودنشان جان آدمی را مشوش میکند آدمهایی که نه گلوی واژه ها را گرفته اند،نه نفس منطق را بریده اند،نه شاخ فلسفه را شکسته اند آدمهایی که تنها بودنشان معنی دارد آدمهایی که نگاهشان ستاره باران آسمان کویر است لبخندشان سپیده دم جادّه های چالوس است حرفهایشان عطر بابونه های وحشی ست و حضورشان حضورشان مخمل خواب نسترنهاست به رسم پی نوشت:
کندنی شایسته ی کندن است بردنی شایسته ی بردن است و برجای نهادنی شایسته ی برجای نهادن آسمان که باشی خاطره ی پرواز در تو می ماند... به رسم پی نوشت: تنها سایه ها نیستند که پشت سر رفتنند!
از خواب خاکستر برخاسته ام و لهیب هزار شعله را آبستنم مجمر بگردان که ققنوس تنها نام یک افسانه نیست به رسم پی نوشت: تنها یک حس اثیری ،اکسیرت می شود...
عصمت توحّش اصیل عصیان بود _در بکارت ((نه))_ که در تمکین بیهوده ی آری شکست و تمرّد زنانگی بارورانه ی تردید بود _انحنای لطیف شک_ که به اندام سترون ایمان تسلیم شد نه! فراموشی ممکن نیست سر بر دیوار خاموشی ها سنگواره می شوم. به رسم پی نوشت: از رؤیای مادرانم ...
راز نوبرانه ها درد شگرف زود شکفتن است در انباشته گی طعم تازگی که به کام سیری نمی کشد... به رسم اندرونی:زیر پوست این تازگی که به کام میکشی درد را بچش!
من دختر هزار قبیله ی کوچم تو وارث تسلسل ماندن ممکن نمی شویم به رسم پی نوشت:آنچه جانکاه می نماید توهم درد است نه خود درد!
صدای پای باران در لی لی کودکانه ای دور پیچیده است دیگر به آسمان و دستهای خالی مان نگاه نکن زمين را ـ تنهاـ آيه هاي ((دوستت مي دارم)) تطهير ميكند به رسم پی نوشت: در خنکای یک نسیم چند خاطره می روید؟
چه غم انگیز است این که عمیق ترین دلخوشیهای زندگی مان چیزی نبوده باشد جز یک شوخی کودکانه!!! پی نوشت: خیلی دیر می فهمیم که همه چیز جدی نیست...
تنهایی دایره ایست که دایره ات می کند در دَوَران _دایره در دایره_ امّا دوّاری که در هر دور ارتفاع و شتاب و شعاعش بیشتر شود به رسم پی نوشت: رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست.
|
About
هر کسی نه بدانگونه که احساسش میکنند بلکه , بدانگونه که می اندیشد و احساس میکند , هست! Archivesبهمن 1390دی 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 مهر 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آرشيو Links
انجمن روانشناسی ایران |