|
دنیای ما دنیای شایدهاست *** دنیای اعترافهای نیمه تمام عهدهای نیمه تمام احساسهای نیمه تمام *** دنیای آدمهای نیمه تمام
به رسم پی نوشت: ساحل که باشی دریا در کرانه ی تو " تمام "می شود!
بخوان بخوان به نام اندوه,که ناشنیده ها را بارها گفته ام بخوان به نام داغ, که بر دل نهاده ها را مهرکرده ام بخوان به نام درد ,که بی تابی ها را تاب آورده ام و بخوان به نام آزادی ,آنگاه که عشق در بندش می خواهد بخوان به نام حق,آنگاه که دوستی پایمالش می کند و بخوان به نام من به نام تمام صداقت جاری در سترون های سکوت گره های بغض محرمیت اشک برکه های لبخند و وسعت بیابانهای سرگردانی بخوان به نام من که:((ان الانسان لفی خسر)) به رسم پی نوشت:گفته بودم بیراه ها هم راه اند...نگفته بودم؟
سوگند به عصمت ترک خورده ی بغض ها! دیگر اشکها , دردها را تسکین نمی دهند انسان اندوه جاودانه ی زیستن است در رگهای هستی که در تقویم بی آغاز و پایان غربت کشیده می شود. به رسم پی نوشت:وقتی خیلی سخت می شوی به سادگی ترک برمی داری...
در تنگنای تن تردی استعاره های لطیف روح ترک خورده است. *** ترازو دار ِعدالت, سهم من چهار دیوار ِ قناعت نبود درهای تمام گشوده بود و پنجره های بی پایان... به رسم: دستانم از رویا خالیست,جوانه نمی زند!
می نویسم به زبان مادریم بخوان به زبان مادریت شهرزاد قصه گو نبود شهرزاد هزار و یک شب باواژه های ساده و صمیمی خود را زیر گوش دلی نجوا کرد که تشنه ی شنیدن بود شهرزاد قصه گو نبود شهرزاد یک قصه ی غریب بود که خوانده شد تا آشنا شود! به رسم پی نوشت: یادت باشد که قصه های بلند دلهای مشتاق می خواهند...مشتاق اگر نباشی نه شهرزاد قصه گو می شود نه هزار و یک شب,هزار و یک شب! مشتاق اگر نباشی آنقدر دلها غریبه می شوند که دیگر هیچ قصه ای به آشنایی نمی رسد!
کوتاه ,قسمت این روزها همیشه آن روی سکه های زندگی مرگ فاتحانه یله می دهد ما سهم کدام روی سکه می شویم؟ به رسم پی نوشت: ...خواستم از زندگی بنویسم, دیدم بی مرگ زندگی چیزی کم دارد که مرگ نام دوم زندگیست!
تو را نه چراغ ستاره ای به راه کشانده است نه کورسوی شب تابی به بیراه تو را خنیاگران ترانه های بی واژه یک شب پشت پنجره های تمام بسته آه کشیده اند تو پایان تمام راه و بیراهه ها هستی! به رسم پی نوشت: _ کتاب قصه هایم را که ببندم تنها میماند گیسوان بلند شب را ببافم و مهتاب را در حیاط خلوت روحم ملاقات کنم...
جستجوی حقیقت را از واحه های نا حقیقت که بی آغازی ,چشم روشنی چشمه ها را خواهی نوشید! به رسم پی نوشت: 1)تردید کن خودت را...شک کن تمام بایدهایت را...انگاه برای یافتن آنچه شایسته ی ایمان است خود را گم کن! 2)تازگی ها گم شده ام!
فریاد در زهدان سکوت رویید
عریانی تکیده ی شاخه ها نشانی از شکوفه ندارد! درخت با باور بهار به بار می نشیند پس ,دست از سرزنش زمستان بردار آیین پیامبران فروردین دیگر از آیه های اعجاز تهی ست. به رسم خلوت خویش: خلوتتان آکنده از بهاری باشد که هر آن باردار یک اتفاق بارآور است!
|
About
هر کسی نه بدانگونه که احساسش میکنند بلکه , بدانگونه که می اندیشد و احساس میکند , هست! Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 Links
انجمن روانشناسی ایران
ساقی نامه |