![]() |
![]() |
|
| اگر هنوز زنده هستم به خاطر این است که هنوز به جایی که باید باشم نرسیده ام. |
|
شبانگاه
که دختران نیلوفر دلتنگی ماه را در بستر رخوت مرداب به خواب اسمان می برند به چراغی می آویزم و سراغ از کودکی میگیرم که در خیال از خواب ماه می چیند! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت توسط تبسم |
|
|
بیگانه با نگاه آینه ها
یگانگی را گاه میشمارم تا کدامین یار در چرخش هزار باره ی زمین مرا با خویش آشتی دهد!
پیشتر ها نوشته شد و امروز دمی دلم را یگانگی اش تنگ کرد . اینجا نوشتمش. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت توسط تبسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حریم آیین های بودن
|
| آرشیو موضوعی |
|
شعر نثر |
|
RSS
|