![]() |
![]() |
|
| اگر هنوز زنده هستم به خاطر این است که هنوز به جایی که باید باشم نرسیده ام. |
|
اینجا دنیاست هزاره ی سوم کابوسهای خدا بیگانه ای انسان را ـ به نام انسان ـ انکار میکند.
...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت توسط تبسم |
|
|
وقتی داشتن داشتنی های تابو شده بر دل سنگینی می کند درد انسان بودن داشتن و خلاصی نداشتن _ که سر در پی داشتن ها داشتن _ کار را به آنجا می کشاند که در تلاطم غلیانی درونی ,به عمق نشسته های پوسیده ی نا مانوس را به سطح کشانده و از حواشی درون برانی! حجم این دور ریختنی ها که زیاد باشد نیاز به مراقبت ویژه فوریت می یابد تا در کاستنِِ 1 داشتن ها به شوک ناشی از loss نروی! پی نوشت: 1:معادلش شاید از دست دادن باشد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت توسط تبسم |
|
|
پشت این لبخندها ,این چهره ها,این نگاه ها پشت این تن ها, این دست ها چه داریم؟ چه پنهان کرده ایم؟ چه دنیایی را مسخّر نموده ایم؟ که اینگونه در همهمه ی خاموشی و سکوت و تنهایی مان غرق دریای درون خویش ,معلق در فضای بیکران خویش و کاوشگر کهکشان خویشیم . ما چه هستیم؟چگونه می اندیشیم؟ چگونه احساس می کنیم که گستره ی اندیشه ها و احساساتمان چنین دیگر گون و ناهمگون است؟ وآنجا که دنیای دیگر گون "من"با دنیای دیگرگون "من" دیگر ی در مرزی مشترک است با من بگو این کدام نیرو ،کدام جریان هستی است که این "من" را چنان رهنمون می کند تا روزنه ای , دریچه ای ,پنجره ای ویا دری گشوده - آیا؟ - بیابد به قلمرو کهکشان "من" دیگر؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت توسط تبسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حریم آیین های بودن
|
| آرشیو موضوعی |
|
شعر نثر |
|
RSS
|